كنگره بزرگداشت مقدس اردبيلى ( 1375 ش : قم و اردبيل )

85

محقق اردبيلى ( فارسى )

خود را بىآذوقه مىگذارى كه در نتيجه ، محتاج به سؤال مردم باشند مقدّس چيزى نفرمود و به قرار عادت معمولى به مسجد كوفه براى اعتكاف رفت . روز دوم آن ، مردى آرد و گندم خوبى به خانه‌اش آورده و گفت صاحبخانه اين را فرستاده و خودش هم در مسجد كوفه معتكف است ، پس از آنكه مقدّس كه اصلا بىاطّلاع بوده به خانه آمده و از قضيّه مستحضر گرديد دانست كه از جانب خدا است و به لوازم حمد و شكر الهى قيام نمود . نيز از مقامات سيد جزائرى نقل است كه هرگاه مسأله‌اى به مقدّس مشتبه مىشد شبها خود را به ضريح مقدّس رسانيده و جواب مىشنيد و گاهى بوده كه حضرت امير المؤمنين عليه السّلام نيز هنگامى كه حضرت صاحب الامر عليه السّلام در مسجد كوفه تشريف مىداشته بدانجا حواله مىكرده كه اشكالات خود را از آن بقية اللّه حل نمايد و غير اينها از كرامات ديگر كه در كتب مربوطه نگارش داده‌اند . بالجملة جلالت و عظمت و داراى مراتب اخلاقيّه و علميّه و عمليّه بودن مقدّس و اهتمام او در قضاى حوائج مردمان مشهور جهان و محتاج به اقامهء شاهد و برهان نمىباشد . با اين همه زهد و ورع و اعمال خالصه كه داشته يكى از مجتهدين بعد از وفات در خوابش ديد كه با هيئت نيكو و جامهء پاكيزه از حرم مطهّر علوى بيرون آمد ، از وى پرسيد كه به واسطهء كدام عمل بدين مقام رسيدى ؟ گفت بازار عمل كساد بوده و سودى نبخشيد ما را مگر محبّت و ولايت صاحب اين قبر . مقدّس با شيخ بهائى و ميرزا محمد استرآبادى صاحب رجال و نظائر ايشان معاصر بوده و از بعض تلامذهء شهيد ثانى و اكابر فضلاى عراقين تحصيل معقول و منقول كرده و ملا عبد اللّه شوشترى و صاحب مدارك و صاحب معالم و بسيارى از اجلّاى وقت از تلامذهء وى بوده‌اند و از تأليفات طريفهء او است : 1 - آيات الاحكام كه نامش زبدة البيان و ذيلا مذكور است . 2 - اثبات الواجب به فارسى كه همان اصول الدين مذكور ذيل است . 3 - استيناس المعنوية به عربى در علم كلام .